ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1709

سفرنامه شاردن ( فارسى )

خوارزم آگاه شد با عزم راسخ به نابودى آنان تصميم كرد ، و در سال 1665 با لشكريان بسيار از راه مازندران راه خراسان در پيش گرفت تا از آن جا به ازبكان حمله برد . اميران ازبك چون از حركت شاه ايران آگاه گشتند جرأت و جسارتى كه در مراحل اوليهء جنگ از خود نشان داده بودند فرو نشست و چون خويش را در برابر سپاهيان توانمند ايران ناتوان يافتند مصمم به تسليم شدند ؛ و در سال 1666 هر يك جداگانه سفيرى براى بستن معاهدهء صلح به پايتخت ايران فرستادند و بدين‌سان آتش خشم و غضب شاه را فرو نشاندند . معاهده‌اى كه بسيار نپاييد ، و پس از مرگ غم‌انگيز و زيان‌خيز پادشاه ، به سبب سستى و ناتوانى ، و عدم لياقت جانشينش شكسته شد . ازبكان از نو جرأت يافتند و در سال 1667 امير اورگنج بسان شيرى شرزه و جوان داخل مرو و ساوا Sava شد ، و چون در آن حدود مدافعى نيافت به كشتار و غارتگرى پرداخت . مردم از دفع تاتارها عاجز ماندند زيرا آنان پس از قتل و تاراج پيش از آن كه دشمن بر آنان دست يابد مانند مرغان شكارى به سرعت از جايى به جاى ديگر مىرفتند ، و كار غارتگرى و خونريزى را از سر مىگرفتند . دربار پس از اين كه ويرانگريها و تاراجگريها به وقوع پيوست مصمّم به چاره‌جويى شد اما اين كار چندان به تأنى و تساهل صورت گرفت كه چنان كه همه مىگفتند سودمند نيفتاد . هيأت وزيران از جانب شاه قليچ خان و شيخ على خان دو تن از حكام لايق و هوشمند و تجربت آموخته را براى فرماندهى از مقرّ حكومت خويش احضار كرد . قليچ خان حاكم ايالت كرمان بود و برادرش جانشين او شد و به جاى شيخ على خان حاكم كرمان‌شاه - كلده - پسرش مأمور گرديد . اين دو سردار به دفع دشمن اعزام شدند . آنان از اصفهان چهار هزار مرد سپاهى همراه بردند تا به سپاهيان پادگان خراسان بپيوندند ، و چون خبر تجاوز هنديان به داخل ايران منتفى شده بود به فرمانده سپاه قندهار امر شد كه لشكريان حاضر در آن ولايت را به كمك اين دو فرمانده بفرستد . شش هفته پس از عزيمت اين دو با چهار هزار مرد سپاهى از اصفهان مبلغ گزافى پول به منظور پرداخت حقوق افراد سپاهى و مخارج ديگر ، از پايتخت به خراسان فرستاده شد ، و چون ظاهرا راه امن بود و بيم خطر در ميان نبود فقط دويست تن مأمور به نگهبانى پولها گماشته شدند . اما معلوم كس نشد كه فرمانده ازبكان چگونه بر اين راز آگاه شد و سه هزار نفر را براى ربودن اين گنج گران سنگ فرستاد . ازبكان در